آرام محمدی، پژوهشگر و مدرس عکاسی است. او کارشناسی عکاسی، کارشناسی ارشد و دکتری پژوهش هنر خود را در دانشگاه هنر تهران به پایان رسانده است. از جمله فعالیت های او می توان به تالیف کتاب «عکاسی معاصر ایران، تحول نگاه عکاسانه به واقعیت از ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۰» اشاره کرد. علاوه بر این مقالات متعددی از ایشان در نشریات علمی پژوهشی و مجلات تخصصی عکاسی و هنر نظیر هنر و نظر، عکسنامه، گلستانه، تندیس و … به چاپ رسیده است. آرام محمدی همچنین سابقه ی تدریس در دانشگاه های صلاح الدین (اربیل-عراق)، هنر و معماری پارس (تهران) و فرهنگ و هنر سنندج را در کارنامه ی خود دارد.
هستی ظهیری: بهعنوان نخستین سؤال مایلم بدانم انگیزهی اصلی شما برای ایجاد شکلی از دستهبندی در عکاسی معاصر ایران چه بود؟ از نگاه شما چرا ایجاد روایت کلان اهمیت دارد؟
آرام محمدی: شخصاً به منظر انتقادی نسبت به تحمیل یک دستهبندی و ایجاد روایت کلان بر هنر و عکاسی معاصر با پیچیدگیها و تنوعات بسیار آنها واقف هستم؛ اما همچنان آنها را برای درک و زمینهسازی سبکها، مضامین، مفاهیم و ارتباطات و نسبتهای بین آثار، ایدههای هنری و روندها که بلافاصله قابلدرک نیستند، مفید میدانم. دستهبندیها و دورهبندیها بیشتر معطوف به تاریخنگار و بخشی از صورتبندی روایت او هستند و من نمیخواستم آنها را مثل یک واقعیت تاریخی برجسته کنم. در هر روایتی از هنر و عکاسی، ناگزیر شاهد گونهای از دستهبندی سبکی، محتوایی یا … خواهیم بود و این خود سازندهی روایت کلان خواهد شد، اگرچه به صورت ضمنی باشد و نه بدان صورت مؤکد در کتابم. در غیر این صورت، جز اینکه باید به ملال ترتیب دورههای زمانی رویدادها تن بدهیم، راهحل دیگری به ذهنم نمیرسد.
ه.ظ: چطور به چهارچوب و مدل نظری فعلی رسیدید؟ در رسالهی دکتری شما نقش مفاهیم بیرسانگی و بیشرسانگی بسیار پررنگ بود، به چه دلیل در کتاب این دو مفهوم حذف شدهاند؟
آ.م: رسالهی دکتری تقریباً چهارچوب مشخصی دارد و از همان ابتدا دانشجو را به سمت چهارچوب نظری از پیش موجود سوق میدهد. شاید با بخشی از این مفاهیم از سر اتفاق با مطالعهی کتابها و مقالاتی در حوزهی رسانه آشنا شدم و ایدهی اولیهی چهارچوب نظری رساله در ذهنم شکل گرفت. اگرچه در ابتدا این چهارچوب روشنگر راه بود، اما در روند مطالعات، نارساییهای آن برای تبیین تنوع روندها و رویکردها در عکاسی معاصر ایران آشکار شدند که سعی کردم با تلفیق و ترکیب یک دستهبندی با این چهارچوب آن را جبران کنم. زمانی که متن شکل نهایی به خود گرفت دیگر این مفاهیم نقش چندانی در تبیین روایت برساختهی من نداشتند، بنابراین لزومی به درگیر کردن ذهن مخاطب با پیچیدگیهای غیرضروری این مفاهیم نبود.
ه.ظ: در کتاب، تحول نگاه عکاسانه به واقعیت، مبنای دستهبندی بوده است اما مفهوم واقعیت موردنظر نویسنده توضیح داده نشده است. ممنون میشوم در این مورد توضیح دهید.
آ.م: واقعیت از مفاهیم پیچیده برای تشریح نظری و خارج از حدود و ظرفیت این کتاب است، من به فهم مخاطب عکاسی از واقعیت بسنده و اتکا کردهام. در واقع نیازی به این کار نبود، همچنان که در بسیاری از کتابها، تعاریف و تشریح عکاسی بر مبنای ارتباط این رسانه با واقعیت است و لزومی به ارائهی تعریفی از آن ندیدهاند. در کتاب بنا به لزوم تبیین و تحلیل، به مواردی در خصوص دیدگاه کلی یک دوره به واقعیت و تغییر این دیدگاه در دورههای دیگر اشاره کردهام؛ مثلاً اینکه در دورهای واقعیت، وابسته به نمود بصری چیزها است و در دورهای دیگر نادیدههایی در پس نمود ظاهری چیزها. البته در نسخهی انگلیسی کتاب، تأکیدی که بر مفهوم واقعیت در عبارات کلیدی و عناوین دستهبندی وجود دارد برداشته شده و آنچه مبنای دستهبندی را شکل میدهد، سه شیوهی گزارش عکاسانه است.
ه.ظ: در کتاب عکاسی معاصر ایران دورهها بیشتر ذیل تغییرات سیاسی و فضای فرهنگی مربوط به آن تفکیک شدهاند که البته یکی از اثرگذارترین عوامل در عکاسی ایران هستند اما آیا متغیرهای دیگری در این زمینه تأثیرگذار نبودهاند؟
آ.م: با وجود اهمیتی که شما اشاره کردهاید، دورهبندی ارائهشده در کتاب کاملاً بر تغییر دورههای سیاسی منطبق نیستند. مثلاً دورهی سوم با بینال نهم در سال ١٣٨٣ شروع شده است و همچنین دورهی بازگشت محافظهکاران به قدرت در این صورتبندی بازتاب نداشته است. ضمن اینکه همواره متغیرهای دیگری چون نقش تحولات در تکنولوژی، فضای روشنفکری، آموزش، نهادهای نشر و حتی افراد و اتفاقات خاص نیز در کنار تحولات سیاسی و اجتماعی مورد توجه بودهاند.
ه.ظ: میدانم که در حال حاضر نسخهی کاملتری از کتاب به زبان انگلیسی در حال چاپ است، ممنون میشوم از تغییرات این نسخه صحبت کنید.
آ.م: این کتاب که با همکاری انتشارات اشپرینگر نیچر/ پالگریو مکمیلان در دست انتشار است از اولین نمایشگاه عکاسی در تالار ایران در سال ١٣٤٣ تا سالهای اخیر را در برمیگیرد. فصلهای کتاب فارسی بازنویسی و ویرایش شدهاند و یک فصل به قبل از انقلاب، یک فصل به دههی نود و چند سال اخیر اختصاص یافته و مقدمه نیز شامل مروری کوتاه به عکاسی ایران از سرآغاز تا نمایشگاه مذکور است. بیش از نیمی از مطالب جدید است. تعداد تصاویر به ٥٠ تصویر از ٥٠ عکاس کاسته شده و با افزودن بر مطالب، حجم کتاب در حدود همان ٢٢٠ صفحه باقی مانده است. جزئیات دیگر را هم بگذارید برای پس از انتشار.
استفاده از محتویات مجله کادر بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.
گفتگو: هستی ظهیری

