ماروین روبیا
بوریس الداگسن، هنرمند آلمانی در سال 2023 برنده جایزهی جهانی عکاسی سونی در بخش آزاد خلاق شد. اما از گرفتن جایزه امتناع کرد، چون این عکس با عنوان «خاطرهی دروغین[1]» توسط هوش مصنوعی(AI) ساخته شده است. الداگسن پذیرفت که به عنوان یک «فرد جسور و گستاخ» در مسابقه شرکت کرده تا ببیند آیا مسابقات برای ورود تصاویر هوش مصنوعی آمادهاند یا خیر. و در پایان نتیجه را اینطور اعلام کرد که: «آنها هنوز آماده نیستند».

او امیدوار است که با برگزارکنندگان در مورد اینکه چه چیزی عکاسی محسوب میشود و چه چیزی نمیشود، بحث کند؛ اما به نظر میرسد سازمان جهانی عکاسی، علاقهای به آن ندارد چرا که آنها اقدام الداگسن را گمراهکننده میدانند.
سال گذشته جیسون آلن برنده مسابقات هنری ایالت کلرادو در بخش دیجیتال شد. با این وجود، اثر او به نام تئاتر اپرای فضایی توسط برنامهی هوش مصنوعی میدجرنی ساخته شده بود. اگرچه او نقاشی دیجیتال خود را با یادداشت «جیسون ام. آلن با میدجرنی» ارسال کرد اما هنرمندان قانع نشدند و او را به تقلب متهم کردند. آلن پس از نوشتن یک “درخواست” در میدجرنی، اثر هنری حاصل را چاپ کرد، سپس آن را قاب کرد و به مسابقه فرستاد.

من اما علاقهای به این ندارم که آیا همهی کارهای ارسالی ایجاد شده توسط هوش مصنوعی تقلب بودهاند یا خیر. عدم جایزه دادن و بهبود شرایط مسابقه ممکن است به کاهش نا امیدی عمومی در طول زمان کمک کند. در عوض، علاقهی من به سمت این پرسش فلسفی است که “هنر چیست؟” .
آرتور دانتو، در کتاب «هنر چیست» در سال 2013، سعی کرد از تعریف هنر بر اساس رویهی معمول اجتناب کند و توضیح دهد که این تعریف باید بیزمان باشد تا با توسعهی خود هنر در آینده سازگار شود. دانتو پس از بررسی تاریخ هنرهای تجسمی، هنر را «ارائهی یک معنای تجسم یافته» تعریف کرد.
به نظر میرسد این تعریف همان اندازه که برای ترکیب نقاشیها و مجسمههای واقعگرایانهی اولیه خوب است؛ برای نقاشیهای انتزاعی مدرن، نمایشگاههای پستمدرن، جعبههای بریلو اثر اندی وارهول و کمدین اثر مائوریزیو کاتلان هم خوب باشد.
با این حال، دانتو نگران این نبود که هنر را کاملاً انسانی تعریف کند، چرا که بررسیهایش آشکارا بر اساس آثار انسانها بود. او در هنگام انتشار کتاب، نگران هوش مصنوعی نبود (حداقل ترجیح داد در آن کنکاش نکند).
این ما را به یک سؤال میرساند: چقدر تلاش انسانی (بیش از فناوری) برای نامیدن یک اثر هنری لازم است؟ من از اصطلاح “تلاش انسانی” استفاده میکنم چون فناوری قرنهاست که به هنرمندان کمک میکند. اگر نقاش برای کشیدن دایره بهجای دست از قطبنما استفاده کند، هیچکس مخالفتی نخواهد داشت. هیچکس با استفاده از دوربین به عنوان ابزاری برای بیان خلاق مخالفت نخواهد کرد؛ و اخیراً، هیچکس (حداقل تعداد کمی) با ویرایش تصویر در فتوشاپ برای بهبود عکس یا هنر دیجیتال مخالفت نمیکند.
به بیان دیگر، ما نقش فناوری را در کمک به هنرمندان برای تولید آثارشان پذیرفتهایم. به عنوان مثال، میدانیم که یک عکاس پرتره، تمام تلاشش را برای برنامهریزی و گرفتن عکس به کار گرفته است. شاید فقط باید رنگ تصویر را بهتر کند یا شاید برخی عناصر جزئی را با استفاده از فتوشاپ حذف یا اضافه کند. مهم نیست که نرمافزار ویرایش عکس چقدر به عکاسها کمک میکند، ما از محصول نهایی به عنوان اثر هنری «آنها» استقبال میکنیم.
در استفاده از هوش مصنوعی برای ایجاد اثر هنری، هنوز تلاش انسانی وجود دارد. هنرمند به صورت پیشفرض برنامهریزی و تفکر را برای آموزش هوش مصنوعی با نوشتن “درخواست ” انجام میدهد. سپس هوش مصنوعی با استفاده از اطلاعات هنری دریافت شده، اثر را تولید میکند. پس آیا همین تلاش انسان برای هنر تلقی شدن آثار کافی است؟
شاید بتوان اینطور گفت که در تعریف هنر مسئلهی اصلی مشارکت انسان در مقابل فناوری نیست بلکه مشکل مالکیت اثر هنری مطرح است. از زمانهای بسیار قدیم، هنر با یک هنرمند انسانی شناختهشده یا ناشناخته همراه بوده است؛ اما در دنیای جدید الگوریتمها، چگونه میتوانیم هنر تولیدشده توسط غیر انسان را معنا کنیم؟
در هر صورت، به نظر میرسد که تعریف دانتو از هنر به مثابه «ارائهی معنای تجسم یافته» همچنان پابرجاست. در این تعریف، تمرکز بر روی اثری است که ما به آن نگاه میکنیم، نه بر هنرمندی که آن را خلق کرده است. گرچه ممکن است برخی از “معناها ” هنوز با خالق آن همراه باشد؛ بنابراین، با این استدلال، هنر یک بیان خلاقِ تجسم یافته از انسان و هوش مصنوعی است (حتی حیوانات).
اما هوش مصنوعی تنها زمانی میتواند هنر بسازد که توسط یک انسان به آن دستور داده شود. ناگفته نماند که الگوریتمهای پشت آن توسط انسان ایجاد شده است؛ بنابراین، چگونه میتوانیم صاحب واقعی اثر هنری را شناسایی کنیم؟ وقتی یک هنرمند دیجیتال با استفاده از فتوشاپ نقاشی میکشد، میدانیم که مالکیت هنری به وضوح متعلق به انسان است و فتوشاپ برای هنرمند فقط یک ابزار بوده است؛ اما زمانی که من فقط درخواست «نقاشی یک درخت بلند بیرون زده در وسط دریا» را تایپ کردم در حالی که نرمافزار میدجرنی بقیه کارها را انجام میدهد، به نظر میرسد که مالکیت متعلق به هوش مصنوعی است. در اینجا من ابزار بودم یا هوش مصنوعی؟
به همین دلیل است که واکنشهای منفی علیه کار آلن وجود داشت. اگر میدجرنی صاحب نقاشی دیجیتالی بود، پس کسی که باید اعتبار و جایزه میگرفت هوش مصنوعی بود، نه آلن. در مورد الداگسن، جدای از نگرانی مالکیت، موضوعی در مورد ماهیت عکاسی مطرح شد. همانطور که میدانیم، عکاسی ثبت یک لحظه خاص در زندگی واقعی است، با ویرایش یا بدون ویرایش در نرمافزار. با این حال، هوش مصنوعی مهارتهای عکاسی را نه با حمل دوربین و ثبت چیزی در زندگی واقعی بلکه تنها با تجزیه و تحلیل تصاویر بیشمار آموخته است. به بیان دیگر، آنچه الداگسن تولید کرد، تصویر کامپیوتری (CGI) بود؛ و هدف او بهبود معیارها در “مسابقه عکاسی “؛ و در نهایت اطمینانی مبنی بر اینکه آثار ارسالی عکس هستند، نه تصاویر کامپیوتری (CGI).
با بازگشت به ایدهی مالکیت، آیا ما نیاز داریم مالک اثر از کار خودآگاه باشد؟ اگر هوش مصنوعی یا حیوانات اثر هنری تولید کنند، آیا میدانند که مالک آن هستند؟ همچنین، اگر من روزها یک بوم خالی را بیرون بگذارم و یک عقاب دقیقاً روی ناحیه سفید مدفوع کند و در نتیجه اشکال و رنگهای انتزاعی ایجاد شود، من هنرمند هستم یا عقاب نا آگاه؟ یا هنرمند آن میتواند 50 درصد من و 50 درصد عقاب باشد؟
به هر حال این موضوعی است که احتمالاً به ماهیت آگاهی نیز کشیده میشود که از حوصله این مقاله خارج است. در حال حاضر، کافی است بگوییم که تجسمی که ما آن را هنر مینامیم، میتواند توسط انسان، هوش مصنوعی یا حیوانات ساخته شود. با این حال، نمیتوان به این فکر نکرد که وقتی هوش مصنوعی هنر تولید میکند، آیا ما آنها را به عنوان ابزاری برای بیان خلاق خود میسازیم یا آنها از ما به عنوان ابزاری برای بیان خلاقانۀ خود استفاده میکنند؟
[1] Pseudomnesia یا خاطرهی کاذب یا دروغین در روانشناسی به معنای برداشت ذهنی از رویدادهایی است که هرگز رخ نداده است.
استفاده از محتویات مجله کادر بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.
انتخاب: هستی ظهیری
مترجم: ریحانه معتمدراد
منبع: https://marvinrubia.medium.com/art-in-an-era-of-artificial-intelligence-2fe796cf1a4c

