ژانر در عکاسی از نگاه دیوید بیت

متن پیش رو بخشی از کتاب «مفاهیم عکاسی» نوشته‌ی دیوید بِیت[1] است که به واسطه‌ی نگاه دقیقش به مسئله‌ی ژانر برای مقاله‌ی انگلیسی این ماهنامه انتخاب شده است. دیوید بیت عکاس و نظریه‌پردازی است که بیش از هر چیز به واسطه‌ی نوشته‌هایش درباره‌ی نظریات عکاسی و آثار هنر تجسمی شناخته می‌شود. او ابتدا در رشته‌ی فیلم و عکاسی تحصیل کرد و سپس کارشناسی ارشد و دکتری خود را در رشته‌ی تاریخ اجتماعی هنر در دانشگاه لیدز به پایان رساند. بیت در حال حاضر استاد عکاسی دانشگاه «وست مینستر» لندن است.

شگفت‌آور است که ژانر (کلمه فرانسوی به معنی شاخه، نوع یا گونه) آن طور که در نظریۀ فیلم یا مطالعات ادبی به کار گرفته شده در عکاسی مورد استفاده قرار نگرفته است. این ایده که دسته‌بندی‌هایی در سینما یا ادبیات وجود دارد کاملاً عادی است و ژانر در مغازه‌هایی که دی‌وی‌دی یا رمان می‌فروشند به همان اندازه کاربرد دارد که در تحصیلات دانشگاهی.

در تئوری فیلم، ژانر برای دو کارکرد معرفی شده است. اول، جایگزین کردن نقد ذهنیت‌گرا که در میان منتقدان رواج داشت با یک نوع تفکر روش‌مندتر؛ چرا که نظرات برخی از منتقدان یا سلیقۀ شخصی روزنامه‌نگاران، فارغ از این‌که چقدر خوب یا بد است مبنایی برای نظریه ایجاد نمی‌کرد. دوم اینکه مطالعات ژانر، مسئلۀ عملکرد اجتماعی و فرهنگی‌ای که ژانرها انجام می‌دهند را تقویت می‌کند. این بدان معناست که در ساختاربندی تمام آثار هنری، قراردادها و قواعدی وجود دارد و مزیت این تفکر نشان می‌داد ژانرها نه تنها مبنایی برای گروه‌بندی آثار در یک دسته بودند، بلکه دسته‌ها می‌توانند روش ایجاد زمینه‌های «تصور و فرضیه» را برای مخاطبان آشکار کنند.

در اینجا می‌توانیم ارزش تئوری ژانر برای عکاسی را از طریق مثال بینا‌متنی پوستر فیلم (که خود یک ژانر نادیده گرفته شده در مطالعات آکادمیک است) به اختصار در نظر بگیریم.

به پوستر هر فیلمی که نگاه کنید، می‌بینید که کارکرد آن تنها معرفی فیلم (عنوان، ستاره‌ها و …) نیست بلکه این پوستر به مخاطبان نشان می‌دهد که با چه نوع فیلمی روبرو هستند. پوسترها ویژگی‌های فیلم را در بازنمود دیداری آن‌ها نشان می‌دهند. فیلم‌های هیجان‌انگیز، کمدی، داستان‌های پلیسی، موزیکال و غیره همگی نمود بصری متفاوتی دارند. در هر یک از این موارد، ویژگی‌ها و ترکیب‌های خاصی از عناصر (شکل‌ها، نورهای خاص، رنگ‌ها، گرافیک و غیره) برای کمک به تماشاگر در درک نوع ژانر فیلم استفاده می‌شود.

اگر این توضیح نسبتاً سخت به نظر می‌رسد، به این دلیل است که ما مایلیم چنین چیزهایی را ناخودآگاه درک کنیم که فکر کردن به آن تقریباً دردناک است. با این حال می‌توان گفت همان‌طور که این پوستر یک فیلم انتظاری را برای آن ایجاد می‌کند، ژانرهای عکاسی از قبیل پرتره، منظره، طبیعت بی‌جان، مستند و … نیز انتظار را برای معانی ناشی از آن نوع عکس ایجاد می‌کند و هر ژانر برای نوع خاصی از دریافت، انتظاراتی را ایجاد می‌کند. اینکه عکس‌ها می‌توانند این انتظار را برآورده کنند یا نه موضوع دیگری است.

ژانرهای مختلف خواه فیلم، رمان یا انواع عکس کارکردهای متفاوتی دارند؛ بنابراین هر فصل این کتاب با توجه به دگرگونی‌های عکاسی به ژانر خاصی می‌پردازد. این کتاب نشان می‌دهد که برای اهداف مطالعاتی باید عکاسی را به گرایش‌های کوچک‌تر – اما همچنان کلی – تقسیم کرد. گرایش‌هایی که نمود آن در حوزه‌های عمومی و خصوصی شکل می‌گیرد. (بسیاری از تاریخچه‌های عکاسی در حال حاضر، به عنوان مثال در فرهنگ‌های آفریقایی و آسیایی، ژانرهای مشابهی از عملکرد عکاسی با آنچه در غرب استفاده می‌شود – پرتره، منظره و غیره – را آغاز کرده‌اند. البته با قراردادهای فرهنگی و رسوم محلی متفاوت.) برای مثال، عکاسی پرتره، در همۀ اشکالش، گفتمانی را دربارۀ هویت مطرح می‌کند، خواه این گفتمان شامل گروه‌های شخصی (جنسیت، ظاهر، خرده فرهنگ)، گروه‌های خصوصی یا اجتماعی (خانوادگی، ملی، مذهبی، قومی) یا گروه‌ها و نهادهای مختلف (کار حرفه‌ای) باشد. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه نگرش‌های گوناگون به انواع خاصی از عکس‌ها، می‌تواند به سازمان‌دهی واکنش‌های مختلف به آن عکس‌ها کمک می‌کند. با این حال، ژانرها ثابت نیستند. آن‌ها قابل تغییرند. ژانرها فرایندهایی هستند که تکامل و توسعه می‌یابند یا با هم ترکیب می‌شوند. برای مثال، ژانر «مستند» اختراع خاص عکاسی است. عکاسی مستند در طی زمان قواعد و قراردادهای جدیدی برای تصویرسازی ایجاد کرد که اکنون آن‌قدر آشنا هستند که احتمالاً حتی متوجه آن‌ها نمی‌شویم، مگر این‌که آگاهانه آن‌ها را مورد مطالعه قرار دهیم. همین‌طور هنر، از طریق عکاسی، نوع نگاهش به موضوعاتی را که موردعلاقه‌ی هنرمندان عکاس است تغییر داده است. این‌ها را نمی‌توان مسائل کاملاً صوری دانست چرا که ژانرها در برگیرنده‌ی انتظارات معنایی‌ای هستند که فرم را به محتوا پیوند می‌دهد.

بسیاری از ژانرهای دیگرِ مورد استفادۀ عکاسان قبل از ظهور عکاسی به عنوان ژانرهای نقاشی ایجاد شده بودند. منظره، پرتره، طبیعت بی‌جان، صحنه‌های داخلی و نقاشی تاریخی همگی از قبل به‌ عنوان موضوعات نقاشان شناسایی شده بودند. اینکه به ژانرهای نقاشی ارجاع داده می‌شود به این معنا نیست که عکاسی را از استفاده و بازآفرینی این ژانرها محروم کنیم. مسئله‌ی مهم این است که عکاسی را از سایر فرم‌های دیداری که تاریخ و در فرهنگ معاصر روی آن تأثیر گذاشته یا می‌گذارند، جدا نکنیم.

ما فقط در دنیای عکس‌ها زندگی نمی‌کنیم. حداقل در زندگی روزمره، یک محیط رسانه‌ای با تلاقی بین متون، اشکال و معانی مختلف وجود دارد. ویدئو، سینما، ام‌پگ‌ها و جی‌پگ‌ها، محیط بصری کاملاً متفاوتی را فراهم می‌کنند.

از نظرگاه تاریخی، ژانرها به عنوان گونه‌هایی از مباحث دیداری در عرصه‌ی نقاشی در آکادمی‌های قرن هجدهم ظهور کردند و طبق سلسله مراتب مشخصی رتبه‌بندی شدند. به عنوان مثال، در فرانسه، نقاشی تاریخی در صدر قرار داشت و پس از آن نقاشی منظره، پرتره، طبیعت بی‌جان بود و نقاشی از گل در پایین‌ترین رتبه قرار گرفت که نماینده‌ی آن سبک زنان نقاش بودند. مطمئناً امروزه پرتره و منظره در بیشتر فعالیت‌های عکاسی فراگیر هستند.

هیچ‌کدام از این‌ها از اصالت و بداعت موجود در عکس‌های خاص کم نمی‌کند و البته چنین قصدی هم در کار نیست. در واقع، اصالت یا ابداع باید چیزهایی باشند که درون یک ژانر یا حتی در کلیت آن تغییر ایجاد کنند.

البته ژانرهای دیگری غیر از ژانرهایی که در اینجا اشاره شد وجود دارد. هرچند که آن‌ها به نوع دیگری از مباحث متفاوت از اهداف این کتاب نیاز دارند. برای مثال، «عکاسی خانوادگی» که هم از سبک‌ «اسنپ شات» و هم از سبک‌های مرسوم پرتره استفاده می‌کند، سبب تغییر جهت عکاسی مستند و عکاسی پرتره می‌شود و اغلب از هر دوی آن‌ها وام می‌گیرد. در عکسی از کیک عروسی در یک آلبوم خانوادگی، عناصری از ژانر طبیعت بی‌جان به عاریت گرفته شده است. در عکاسی نظارتی که توسط اعضای پلیس و سرویس‌های امنیتی نظامی استفاده می‌شود، می‌توان به عنوان یک زیر ژانر خاص از مستند، نسخه‌ی ایستاتری از خیره شدن، در کنار نگاه نظربازانه‌ی آشفته‌ای که در عکاسی پاپاراتزی گسترش یافته است در نظر گرفته شود.

با این حال، این کتاب راهنمای کارآگاهان، محققان خانواده یا طرفداران پر و پا قرص افراد مشهور نیست.

 از آنجا که عکاسی به‌طور کامل جذب مؤسسات هنری و بازار هنر شده است، طبقه‌بندی‌های هنر مدرن را رد کرده یا تغییر داده است. فرمالیسم جای خود را به تفکری نو در مورد ژانرها داده و عکاسان هنرمند در حال حاضر به طور معمول به خلق مجموعه‌ای از پرتره‌ها، مناظر یا تکرار انواع متمایزی از «رویدادها» می‌پردازند. با توجه به همۀ این دلایل، ژانر چارچوبی را ارائه می‌دهد که در آن می‌توانیم عکاسی را در کاربردهای مختلف اجتماعی بررسی و مطالعه کنیم.

ژانر مقوله‌ای مفید برای مطالعه‌ی عکاسی است، زیرا یک ژانر هرگز در اختیار یک موسسه خاص یا استفاده‌ی انحصاری از آن نیست. ژانرها بی‌قاعده هستند با این حال، اهمیت نظری ژانرها در این است که عکاسان، تماشاگران و مؤسسات را قادر می‌‌سازند تا انتظارات و معانی را به اشتراک بگذارند. اگر شرایط ارتباط به رسمیت شناخته شود، انتظار کسب دانش از آن‌ها نیز وجود دارد. به این ترتیب، کارکرد ژانرهای بصری در عکاسی، سازمان‌دهی بایگانی‌های عکاسی است. کارکرد دیگر ژانر، اندیشیدن درباره‌ی عکاسانی است که آن‌ها را تولید کرده و بینندگانی است که آن‌ها را می‌بینند. البته این‌که آیا یک عکس خاص در یک ژانر انتظارات آن عکاس یا بیننده را برآورده می‌کند یا خیر، بحث دیگری است.

[1] David Bate

استفاده از محتویات مجله کادر بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

انتخاب: هستی ظهیری
مترجم: ریحانه معتمدراد

Save
4 3 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Select your currency
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x